Saber Ghadimi official Site

در حال بارگذاری اطلاعات لطفا شکیبا باشید

وبسایت شخصی صابر قدیمی
بغبغونامه
بغبغونامه

عمر خود را پای بازی باختیم/زندگی های مجازی ساختیم

گرچه از گوشی شدیدا خسته ایم/ ما به نت آلاتمان وابسته ایم

زندگی مان را مجازی زیستیم/ در حقیقت هیچ چیزی نیستیم

چت نمودم در ترافیکِ شدید/تا ترافیکِ نت من ته کشید

«ما چو مرغانی حریص و بی نوا»/ در کف نت مانده ایم آه ای خدا

ای خدا جانم، مده این قدر گیر/جان بگیر از من، ولی نت را مگیر

نور چشمانم! ، چراغ وای فای!/ وای بر هر جای بی نت، وای وای

در گروهم یک مدیر لایقم/ چون که شادی میگذارم لای غم

فیلتر و سانسور و قیچی چون بد است/ در قوانین گروهم آمده است:

«هیچ آدابی و ترتیبی مجوی/ هرچه می خواهد دل تنگت بگوی»

چت بکن با هرکه در دافان سر است/ «این خطا از صد صواب اولاتر است»

شِیر کن هر مطلبم را زود زود/ شعر و عکس و متن من را، پس درود-

-بر نژاد آریاییت عزیز/ آب را آنجا که می سوزد بریز

در اینستا قلب من از غم شکست/ وزن شعرم از غمش در هم شکست

من هوادار هنرمندی شدم/کز کرامات عجیبش بی خودم:

مانکنی، سیمین تنی، دل آهنی/ ون یو واچ هِر، ویل سِی ( when you watch her,will say)الله توت منی!

دائما می گویم: ای اِندالخفن/ فالورهایت از اینجا تا پکن

پُست هایت پشت پَستان خم کند/ پشتِ مویت روی آنان کم کند

منتقد به ! خورده نقدت می کند/ دارد اینگونه حسادت می کند

تا که هرجایش بسوزد هی بگو / بغبغو آی بغبغو آی بغبغو

منتقد گر باز الحاحی کند/ چاکرت هرچه در او خواهی کند

ای جگر، عشق تو دل را کند، خورد/ قلوه ام با خوءکم پیوند خورد

ما ببو هستیم و تو اسطوره ای/ما یخیم اما تو هاتی، کوره ای

...بگذریم از این من بی فکرمان/این من اسطوره ساز و قهرمان

گرمی هر خانه کم کم سرد شد/ رنگ دنیا رفته رفته زرد شد

از قطار زندگی جا مانده ایم/در میان جمع تنها مانده ایم

ما خودی برتر از این خود داشتیم/ خود غلط بود آنچه می پنداشتیم


بغبغونامه!

صابر قدیمی

نوشته های مرتبط

دیدگاه ها
ارسال دیدگاه جدید